آمار بارندگی چوپانان
تاصبح یکشنبه سوم فروردین ۳/۴
تا صبح دوشنبه ۴ فروردین ۱۱.۷
وضعیت هوای شهر چوپانان
هوای حاضر:
بروزرسانی در: ۱۵:۳۰-۱۴۰۳/۱۲/۲۳
دمای هوا: 21.5 درجه
میزان بارش: 9 میلی متر
بارندگی خوب درچوپانان و مناطق اطراف دیشب و امروز
آمار بارشهای قابل اندازه گیری ثبت شده در ایستگاههای شهرستان نایین طی ۲۴ ساعت منتهی به ساعت ۶:٣۰ صبح چهارشنبه مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۲ (واحد اندازه گیری: میلیمتر)
چوپانان: ۹/٢
انارک: ۳/١
نخلک: ۱/۶
اداره_هواشناسی_نایین
آمار بارش های ثبت شده در ایستگاههای بارانسنجی شهرستان خوروبیابانک طی 12 ساعت گذشته تا ۶:۳۰ روز چهرشنبه مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۲
(واحد اندازه گیری: میلیمتر)
بازیاب: 19.0
اردیب:18.5
خنج: 18.0
هفتومان: 15.5
میان آباد گود: 14.8
ایراج:14.5
بیاضه:13.0
مهرجان:09.1
خور: 07.9
جعفرآباد: 06.8
فرخی: 05.0
چاهملک:04.1
گرمه:02.5
عروسان کوره گز:01.5
مصر: 00.8
هواشناسی خور و بیابانک
آب انبار حاج مندلی انارک

آقای پرویز مستقیمی توضیحات زیر را در کامنت ها برای این ساختمان بیان فرمودند از این پیرمرد خوش مشرب و پر خاطره با حافظه قوی تشکر می کنم
باید به اطلاع برسانم که این حوض آب انبار پس از سالیان که آب به آن وارد نشده بود تبدیل به آغل گوسفند شده بود روزی مرحوم ابوالقاسم زاهدی پسر خدابیامرز عبدالرحیم مادرم را در چوپانان می بیند وبه او میگوید که چه نشسته ای که حوض اسماعیلان را که پدربزرگت ساخته وسالها آب انبار بوده اکنون آغل گوسفندان شده است مادرم سوال میکند که دیده ای یا شنیده ای؟ میگوید دیده ام مادرم به انارک میرود وبا شهردار وبخشدار وقت انارک صحبت میکند میگویند شما درخواستی بنویس وارائه بده واگر افراد انارکی میدانند که این حوض آب انبار از پدربزرگت بوده چند نفر تایید و امضا نمایند مادرم این کار را میکند بعد یک ماه به خانه مادرم تلفن کرده که به انارک برود وقتی به بخشداری مراجعه میکند میگویند نامه شما رابه میراث فرهنگی فرستاده شده واین شماره نامه مادرم به نایین میرود رئیس میراث فرهنگی میگوید برای بررسی د رخواست شما باید کارشناس بفرستیم تاصحت وسقم امضاها را تایید ضمنا از آب انبار هم بازدید به عمل آورد وتاریخ ساخت آنرا بازرسی از اهالی تعیین نماید مادرم میگوید من از شاهین شهر آمده ام واگر اجازه دهید تاکسی کرایه کنم وهمراه با کارشناس به انارک بروم و کار بازدید را انجام دهد رئیس اداره که پشت کار مادرم را میبیند خود وکارشناس با ماشین اداره به انارک میروند ودر اسماعیلیان از آب انبار بازدید و همه ساکنین که پیرمردان بودند همه اذعان بر آن دارند که آب انبار توسط مردی به نام حاج مندلی ساخته شدهوپس از بازدید به شهرداری وبخشداری مراجعه وجلسه ای تشکیل میدهند و به فردی که گوسفندان خود را در آنجا جای داده بوده ابلاغ میشود که آنرا تخلیه وتمام آشغال و خاشاکی که در آن است را تخلیه و چنانچه خرابی واردشده است را ترمیم در غیر اینصورت تمام مخارج بازسازی داخل را باید پرداخت نماید ودر ذیل صورت جلسه از نامبرده که الان نام اورا به خاطر ندارم امضا میگیرند ومادرم میگوید تا تمیز کردن آب انبار خودم اینجا میباشم ونظارت میکنم وبرای بازسازی نمای بیرون آب انبار بخشداری تقبل ۵ملیون وشهرداری ده ملیون ومیراث فرهنگی نیز تتمه باقیمانده مخارج را قبول میکنند وقتی خاشاک بیرون برده میشود چون کف آب انبار آلوده وغیراستفاده برای آب میباشد فرد خاطی را مجبور میکند که کف آب انبار را قیر و گونی وبعد سیمان و تا یک متر دورا دور را هم سیمان وبا تایید شهرداری از او دیگر مطالبه ای ندارند و نمای بیرونی که الان مشاهده میشود زیر نظر شهر داری بازسازی و الان مرتب آب بوسیله تانکر در آن میریزند ومورد استفاده اهالی قرار میگیرد خلاصه کلام اینکه مرحوم ابوالقاسم پسر مرحوم عبدالرحیم زاهدی تلنگری به مادرم زد وباعث بازسازی این اثر در اسماعیلیان شد از افرادی که نام بردم رفتگان را خدابیامرز وکسانی که در این امر خیر همت گماردند خداوند به سلامت بدارد پرویز مستقیمی
آقای پرویز مستقیمی توضیحات زیر را در کامنت ها برای این ساختمان بیان فرمودند از این پیرمرد خوش مشرب و پر خاطره با حافظه قوی تشکر می کنم
باید به اطلاع برسانم که این حوض آب انبار پس از سالیان که آب به آن وارد نشده بود تبدیل به آغل گوسفند شده بود روزی مرحوم ابوالقاسم زاهدی پسر خدابیامرز عبدالرحیم مادرم را در چوپانان می بیند وبه او میگوید که چه نشسته ای که حوض اسماعیلان را که پدربزرگت ساخته وسالها آب انبار بوده اکنون آغل گوسفندان شده است مادرم سوال میکند که دیده ای یا شنیده ای؟ میگوید دیده ام مادرم به انارک میرود وبا شهردار وبخشدار وقت انارک صحبت میکند میگویند شما درخواستی بنویس وارائه بده واگر افراد انارکی میدانند که این حوض آب انبار از پدربزرگت بوده چند نفر تایید و امضا نمایند مادرم این کار را میکند بعد یک ماه به خانه مادرم تلفن کرده که به انارک برود وقتی به بخشداری مراجعه میکند میگویند نامه شما رابه میراث فرهنگی فرستاده شده واین شماره نامه مادرم به نایین میرود رئیس میراث فرهنگی میگوید برای بررسی د رخواست شما باید کارشناس بفرستیم تاصحت وسقم امضاها را تایید ضمنا از آب انبار هم بازدید به عمل آورد وتاریخ ساخت آنرا بازرسی از اهالی تعیین نماید مادرم میگوید من از شاهین شهر آمده ام واگر اجازه دهید تاکسی کرایه کنم وهمراه با کارشناس به انارک بروم و کار بازدید را انجام دهد رئیس اداره که پشت کار مادرم را میبیند خود وکارشناس با ماشین اداره به انارک میروند ودر اسماعیلیان از آب انبار بازدید و همه ساکنین که پیرمردان بودند همه اذعان بر آن دارند که آب انبار توسط مردی به نام حاج مندلی ساخته شدهوپس از بازدید به شهرداری وبخشداری مراجعه وجلسه ای تشکیل میدهند و به فردی که گوسفندان خود را در آنجا جای داده بوده ابلاغ میشود که آنرا تخلیه وتمام آشغال و خاشاکی که در آن است را تخلیه و چنانچه خرابی واردشده است را ترمیم در غیر اینصورت تمام مخارج بازسازی داخل را باید پرداخت نماید ودر ذیل صورت جلسه از نامبرده که الان نام اورا به خاطر ندارم امضا میگیرند ومادرم میگوید تا تمیز کردن آب انبار خودم اینجا میباشم ونظارت میکنم وبرای بازسازی نمای بیرون آب انبار بخشداری تقبل ۵ملیون وشهرداری ده ملیون ومیراث فرهنگی نیز تتمه باقیمانده مخارج را قبول میکنند وقتی خاشاک بیرون برده میشود چون کف آب انبار آلوده وغیراستفاده برای آب میباشد فرد خاطی را مجبور میکند که کف آب انبار را قیر و گونی وبعد سیمان و تا یک متر دورا دور را هم سیمان وبا تایید شهرداری از او دیگر مطالبه ای ندارند و نمای بیرونی که الان مشاهده میشود زیر نظر شهر داری بازسازی و الان مرتب آب بوسیله تانکر در آن میریزند ومورد استفاده اهالی قرار میگیرد خلاصه کلام اینکه مرحوم ابوالقاسم پسر مرحوم عبدالرحیم زاهدی تلنگری به مادرم زد وباعث بازسازی این اثر در اسماعیلیان شد از افرادی که نام بردم رفتگان را خدابیامرز وکسانی که در این امر خیر همت گماردند خداوند به سلامت بدارد پرویز مستقیمی
گفتم : عباس اقا می بینم عمریست که عباس کدخدا هستی . یادم میاد مدتی کدخدا عباس بودی. چرا ادامه ندادی؟! با سواد آنروزت که نه کلاسه بودی و بخشدارهای ان زمان شش کلاسه بودن و با ان لحن قوی و گوشنوازت و سخندانی و سخنوری که داشتی و مردمداری که از پدرت به ارث برده بودی ، اخذ مقام های بالا تر دور از انتظار نبود ... چرا نموندی؟
گفت : سال ۴۳ پدرم مرحوم شد .بعد از مراسم چهلم ، داشتم از قبرستان بالا می امدم ، راس کوچه مسجد ، شیخ حاج مندلی از جمع اربابان عصا زنان نزد من آمد و با تسلیتی دوباره پیشنهاد کرد جانشین پدرم شوم . آن روز کمتر از هیجده سال داشتم . ( اینگونه انتخاب کدخدا در چوپانان مسبوق به سابقه است .بعد از میرزا فرزندش عباس را جانشین کردند که البته دوام چندانی نیاورد و استعفا داد .)
از پیشنهاد مالکان بدم نیامد و با وجود مخالفت مادرم ، کدخدایی را پذیرفتم و چون سیاق می دانستم در کمتر از یک هفته ، حساب ، کتاب و دفتر دستک انبار میانه را به روز کردم و بی هیچ اختلاف حساب و کم وکسری به نماینده مالکان شیخ حاج مندلی گزارش کردم و با اینکار نشان دادم که شایسته انتخابشان هستم .
بعد از مدتی با وجود اسیاب های موتوری مندلی رادیو و حمزه ، رونق از آسیاب ابی افتاد . مالکان یک آسیاب موتوری خریدند و کمی بعد از باغ ملی نصب کردند و چون بقیه کارها به عهده کدخدا بود، بنده حسن زهرا بگم ( زاهدی ) را که جوانی زحمت کش و بی ادعا بود به اسیابانی انتخاب کردم ...
وفتی حساب کردم . دیدم مواجبم به اندازه حقوق یک معلم که در ان زمان ۳۰۰ تومان بود ، می شود. ( صد تومن حقوقم بود که مالکان می پرداختن ، صد تومن هم از انبار میانه وچیزی نزدیک به پنجاه تومن هم از آسیاب دستم را می گرفت و مغازه پدرم هم بود. ) با این حساب علاقه ام روز بروز بیشتر و بیشتر می شد و فکر و ذکرم در پی انجام وظایفم به نحو احسن بود ... اما روز به روز مخالفت مادرم شدت پیدا می کرد ... او آینده تنها پسرش را در این شغل تباه شده می دید و پیرو همین باور ، مغازه را ازم گرفت تا درآمدم کم شود با این بهانه که این مغازه با دو _ سه هزار تومن طلب سینه دفتری ، آینده ای ندارد ...این امر هم از علاقه ام به این شغل کم نکرد. روزها بدنبال هم امدند و ماهها گذشتن و کمی به دو سال مانده بود که روزی مادرم بقچه سفرش را بست و رو بمن کرد و گفت : تو همین جا بمان و هر کاری دلت خواست بکن ، اما من نمی مانم . زورم به تو نمیرسه به خودم که میرسه . همین امروز با اولین وسیله می رم اصفهان پهلوی خواهرت و دیگه پاما اینجا نمیذارم و کلید مغازه و خونه و انباری را با پرخاشی مادرانه جلویم انداخت...
دیدم سمبه پر زوره و این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریها نیست . همان روز استعفای خود را تقدیم مالکان کردم اما بخشدار انارک موافقت نمی کرد تا اینکه با وساطت عبدالرحیم و یکی دو نفر از مالکان و به بهانه ادامه تحصیل موافقت کرد. انبار میانه و دفتر دستکای گدخدایی و حساب کتاب آسیاب را تحویل دادم و به دنبال سرنوشتی بهتر راهی گنبد کاوس شدم .
دیماه ۴۰۳ مهدی افضل
نوشته: ابوالقاسم مستقیمی

همشهری عزیز آقای مهندس صمیمی در گروه خبر گزاری چوپانان در باره آهنگ که یک نوع معماری در چوپانان است سوال کرده بود و من درباره سوال او توضیحات زیر را نوشتم
با درود
آقای صمیمی ابتدا باید در مورد خود کلمه آهنگ و تلفظ صحیح آن توضیح دهم
در واقع برای نوشتن این کلمه بهتر است از املای زیر استفاده شود تا با آهنگ در موسیقی اختلاط نیابد
اّههِنگ
به نظر من این نام گذاری ارتباطی با پوشش سقف ندارد معمولا سقف آههنگ ها ضربی ساده است
عرض این نوع ساختمان ها ۳ تا ۴ متر و طول آن ۱۰ تا ۱۲ متر بوده که یک واحد مسکونی محسوب می شده و برای استحکام بیشتر و صرفه جویی در دیوار کشی چندین واحد به هم چسبیده ساخته می شده
قسمت آفتاب گیر ساختمان در ابتدای ساختمان ایوانک داشته که استفاده آن برای نشیمن و خوابیدن در تابستان استفاده می شده البته در کنار همین ایوان کوچک کیلک یا همان اجاق که جایگاه طبخ غذا بوده استفاده می شده این ایوان بیشتر از ۲ متر طول نداشته بعد از ایوان اتاقی با یک در ورودی بوده که طول آن تا ۴ متر می شده و اتاق نشیمن و خوابگاه
و تاقچه ها و کندچو ها هم کمد انباری بوده
از ته اتاق دری بوده به اتاقی که انباری آذوقه حیوانات برای کاه و گندم و جو استفاده می شده و در انتهای ساختمان هم اتاق طویله بوده که هم به انباری راه داشته و هم به قسمت پشت ساختمان برای ورود و خروج حیوانات
خلا و تنور در فاصله با این ساختمان ها به صورت اشتراکی در محوطه بیرون ساخته می شده
در سقف هر قسمت سوراخی ایجاد می شده تا هم نور آن قسمت تامین شود و هم هوا تهویه شود
هر چند ساختمان به هم پیوسته در قسمت بیرون راه پله سر بازی برای پشت بام داشته که دسترسی به پشت بام را آسان می کرده و هر خانواده بین دوقوس ساختمان خودش و همسایه تابستان ها می خوابیده
اما چرا به این نوع ساختمان ها آههنگ می گفتند برایم مبهم است ریشه این کلمه را باید در زبان های پهلوی جستجو کرد
آماربارش های ثبت شده در ایستگاه های بارانسنجی شهرستان خوروبیابانک طی ۱۲ ساعت گذشته تا ساعت ۶:۳۰ روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۳/۹/۲۵
(واحد اندازه گیری: میلیمتر)
خنج: باران10.2 برف 4.5cm
هفتومان: 09.0 برف 04.0cm
ایراج: 07.2 برف03.5cm
بازیاب: 07.0برف03.0cm
میان آباد گود: 07.0
جندق: 06.5 برف 08.0cm
اردیب: 05.4برف02.5cm
مصر: 02.7برف03.0cm
خور: 02.5
مهرجان: 02.5
بیاضه: 02.5
عروسان گلستان: 02.0
گرمه: 02.0
فرخی: 01.5
جعفرآباد:01.5
چاهملک:01.0
.هواشناسی خور و بیابانک
آمار بارشهای قابل اندازه گیری ثبت شده در ایستگاههای شهرستان نایین طی ۲۴ ساعت منتهی به ساعت ۶:٣۰ صبح یکشنبه مورخ ۱۴۰۳/٩/٢۵ (واحد اندازه گیری: میلیمتر)
چوپانان (خودکار): ۲/۵
سبرز: ۲ (ارتفاع برف: ۳ سانتیمتر)
الهآباد: ۰/٧
نیستانک (خودکار): ۰/۵ (ارتفاع برف: ١ سانتیمتر)
نخلک: ۰/۴ (ارتفاع برف: ١ سانتیمتر)
خاروان: ۰/٣
اداره_هواشناسی_نایین
آمار بارشهای قابل اندازه گیری ثبت شده در ایستگاههای شهرستان نایین طی ۲۴ ساعت منتهی به ساعت ۶:٣۰ صبح جمعه مورخ ۱۴۰۳/۸/۴ (واحد اندازه گیری: میلیمتر)
انارک (خودکار): ٧/۶
نایین: ۲/١
نخلک: ۰/٢
چوپانان۲/۷
آمار بارش های ثبت شده در ایستگاه های بارانسنجی شهرستان خوروبیابانک طی ۲۴ ساعت گذشته تا ۶:۳۰ روز جمعه مورخ ۱۴۰۳/۸/۴
(واحد اندازه گیری: میلیمتر)
ایراج: 08.2
جندق:08.0
مصر: 07.5
اردیب: 07.5
خور: 07.4
بیاضه:07.0
هفتومان:06.3
خنج: 06.3
مهرجان: 06.2
گود: 06.0
بازیاب: 05.5
جعفرآباد: 03.0
چاهملک:02.8
فرخی: 02.5
گرمه: 02.5
عروسان گلستان:01.0
میراث اصلی ترانه در خور و بیابانک، همان چار بیتی های شورآفرین و سراسر عشق و شیدایی است.
به جندق دلبری جانانه دارم
دّری پر قیمت و یک دانه دارم
گرفتارم به دام و دانه ی او
سر ِ کویش چو مرغی لانه دارم
عاشق دلسوخته ی کویری، از هجر یار مینالد، می گرید و می گدازد:
شبی که از عروسون بار کردم
به زیر ِ دشت ِ خور وادار* کردم
به زیر ِ دشت ِ خور پیدا نگشتی
نشستم گریه ی بسیار کردم
سربه جنون می زند،بر لوک خوش می نشیند، بی پروا، عشقش را،به همگان فریاد می کند:
خداوندا سر ِ حوض قلیم
سوار ِلوک ِ زرد ِکاکلیم
اگر خلقون نمی دونی بدونید
اسیر ِ دلبر ِ چارقد گلیم
در هر حال دل با یار است، قفلی می آویزد، گرهی می بندد. قفل با کلید یار و گره به دستان یار گشوده می شود.
نماشومی که او بر باغ بستم
دو دستمال کتون بر تاق بستم
دو دستمال کتون ریشه اش ختایی
بیا اینجا که آخر مال ِ مایی
بخش دیگر، ترانه ها، متل هاوکودکانه های فولکلور منطقه است که پرداختن به آنها مجالی دیگر می طلبد. اجرای تعدادی از این ترانهٔ ها از جمله کُلاروزه، فردا نوروزه، قصه ی کلکلکو و... در خورنامه آمده است.
از اینها که بگذریم. یک نام برجسته است. نوشاد نقوی.
نوشاد چهره ی شاخص ترانه سرایی در خور است.
طی سالیان اخیر، نگارنده این سطور، بیش از چهل ترانه و سروده ی نوشاد به گویش خوری و فارسی را نغمه پردازی ، اجرا و ارائه نموده است.
ویژگی ترانه های نوشاد وتحلیل و بررسی آنها به مناسبت های مختلف در خورنامه و نوشاد نامه آمده است.
علی ایحال هنوز نوشاد و آثارش حتی در بین اهل قلم و نظر در خور همچنان ناشناخته است.
یکی از دلایل این مهم، ناشناختگی مقوله ی موسیقی وعنصر ترانه در منطقه است و دیگری قطع ارتباط نسل جدید با گویش خوری.
بومی سرایان خور، احمد راد امینی، محمد شایگان، لسان الحق طباطبایی نیز ترانه هایی به گویش خوری دارند.
اغلب، این ترانه ها نغمه پردازی و اجرا شده و در خورنامه قابل دسترسی است.
اما در میان فارسی سرایان منطقه ی خور و بیابانک، ترانه های سپهر طباطبایی، مرتضی غفاری(ساغر)،زهرا وهاب (ساقی)و محمد مستقمی(راهی) برجسته تر است.
ترانه های راهی اما،به زبان زمانه ی ما و محاوره نزدیکتر است.
روان و دلنشین می سرایدو به سهولت ملودی بر آن می نشیند،
در ترانه های راهی عناصر و ایماژ های کویری کاملا هویداست و شاید برجسته ترین ویژگی ترانه هایش باشد.
شبهای ستاره باران صحرا، تابستانهای داغ و تفتیده،باغچه ها و خانه باغها، کوچه باغها، خنکای پشت بام، تک درختهای کویری، سرمای گزنده شبهای زمستان و گرمای کرسی شبان یلدایی، همه و همه در ترانه های راهی حضوری درخشان دارند.
غنای حسی ترانه ها و استحکام ادبی آنها از تسلط راهی به شعر و ادبیات، حکایت ها دارد.
مشکلات عدیده اهالی نغمه و ترانه در چند دهه ی اخیر، محدودیت و ممیزی های گسترده و بی ضابطه در عرصه ی ترانه، این هنر ارجمند و مردمی را دچار رکودو تنزل ساخته و کمتر شاهد ترانه ای مستحکم و ماندگار بوده ایم.
اینها ترانه های راهی را برجسته تر می سازد.امید که بیشتر و بیشتر بسراید.
راهی برجسته ترین ترانه سرای امروز خور و بیابانک است.
نگارنده، تعدادی از ترانه های ایشان را ملودی پردازی و اجرا کرده است.
ای کاش روزی بیاید که این ترانه ها و نغمه های زیبا با آوازهای خوب و ارکسترهای قوی در سالن های بزرگ کنسرت شنیده شود.
ترانه ها و سروده های کم شنیده شده ی راهی، به مراتب زیباتر و شنیدنی تر هستند از آثار سلبریتی های پر مخاطب شهرهای شلوغ و پر هیاهو با بلیط های کنسرت چند صد هزار تومانی، که به مدد ارباب سرمایه و رسانه همواره بر صدر می نشینند.
تو آسمون شهر من شبها ستاره بارونه
هر کی بخواد از اون ستارهها بچینه میتونه
یکی از اون ستارههای روشنش مال منه
یه چشمه که شب تا سحر ففط به دمبال منه
ستارههای باحیا روزا تو خونه میمونن
تو تاریکی بیرون میان تاعشقشونا ببینن



اون تابسّونای داغو یادته؟
عزیزم اون کوچه باغو یادته؟
خوابیدن رو پشت بومو یادته؟
راسشو بگو کدومو یادته؟



.... صدای تخمه خوردن نیس زیر کرسی یلدا
«صدایی گر شنیدی تق تق سرما و دندونه»
من و چشم انتظاری،تاهمیشه سرنوشت این بود
شبم انگار بیپایونه،این شب بیخروسخونه



یه تکدرختی تو کویر
میخوام تو سایهت بیشینم https://t.me/bomavaha
دلم میخواد خورشیدِتو
ازلای برگات ببینم
تو پنجههای آفتابیت
دلم میخواد لونه کنم
سر بذاری تو دومنم
تاموهاتو شونه کنم


دل تو دلم نبود نبود
روزی که پروازی شدم
اون روزی که با جوجهها
تو کوچه همبازی شدمhttps://t.me/bomavaha
خورنامه
اطلاع رسانی به مالکین محترم چوپانان ، و آشتیان نسبت به اجاره بها سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۳
میزان اجاره املاک چوپانان
با توجه به نرخ تورم ۴۵٪ و با توجه به افزایش نرخ خرید تضمینی گندم در سال جدیدهر کیلو ۲۰۵۰۰تومان
میزان حداقل اجاره برای امسال
با افزایش ۲۳/۵٪از قرار حبه ای ده ملیون و پانصد هزار تومان ۱۰،۵۰۰،۰۰ تومان تعیین شد البته میزان اجاره املاکی که مرغوبیت خاص دارد با توافق مالک و مستاجر تعیین می شود
مخارج قنات کما فی السابق بر عهده مالک است که توسط مستاجر پرداخت می شودو در پایان از میزان اجاره کسر می گردد
میزان اجاره املاک آشتیان
میزان حداقل اجاره برا ی امسال به توجه به توضیحات مربدط به تورم و نرخ گندم که در بالا ذکر گردید با افزایش ۲۲/۵٪ حبه ای هشت ملیون و پانصد هزار تومان ۸،۵۰۰،۰۰۰تومان تعیین شد
مخارج قنات و چاه موتور به عهده مالک است که توسط مستاجر پرداخت و از مبلغ کل اجاره کسر می شود
مالکین محترم توجه فرمایند حتما با مستاجرین خود قرارداد اجاره یا با زارعین خود قرار داد مزارعه برای مدت یکسال تنظیم و به امضا دو نفر شاهد برسانند و این قرار داد را در سابقه املاک خویش بایگانی کنند
حتما یکی از مالکین از 15 مرداد تا آخر شهریور به چوپانان مراجعه کرده قرارداد اجاره یا مزارعه را خودشان امضا و تنظیم کنندو حتما از زمین های کشاورزی اشان خبر بگیرند تا دخل و تصرفی در آنها نشده باشد
خواهشمند است مالکین اگر مایلند با مستاجر خود بنا به دلایلی مبلغ اجاره را کمتر محاسبه کنند قرار داد را با مبلغ تعیین شد بنویسند و تخقیف خود را شفاها به مستاجر اعلام کنند.