نوشته :محمدعلی ابراهیمی
مردمان قدیم دوره ی پیش مهربان بوده اند و دوراندیش
(حبیب یغمایی)
خار شتر گیاهی است که ماده ای شیرین و ملین به نام ترنجبین ترشح می کند. زیادش مسهل است و اندکش مناسب تبهای حاره و لطیفتر از شیر خشت.اینکه کاروانیان در روزگاران گذشته بذر هندوانه را در دل این گیاه قرار می دادند و در خاک می کردند تا حاصلش نصیب خستگان راه شود مطلبی است که زبان به زبان نقل شده و لیکن مسطور اگر افتاده نگارنده ندیده است . در گذشته تجمع آب باران و سیلاب در بند ها و نقاط پست بیابان که در مسیر کاروانها بود سبب می شد تا خیر اندیشان و مردم دوستان روزگار دست به کار شده در گوشه و کنار آن بذری بیفشانند و گیاهی برویانند تا حاصلش تشنگان بیابان را سیراب سازد .دیگران کاشتند و ما خوردیم/ما بکاریم دیگران بخورند. هندوانه ی دیم محصول این گونه بند هاست. آنسان که پیران می گفتند قراردادن تخم هندوانه در بدنه ی مرطوب شترگیا ،سرعت جوانه زدن بذر را شدت می بخشید. هندوانه ی دیم به عمل آمده در بند علم حاج باقری در شمال انارک در روزگاری که معدن مس باقرق دایر بود به طور رایگان در اختیار کارگران قرار می گرفت. مرحوم عباس کافی که معرف بسیاری از میانسالان است در دهه چهل در بندی که اینک ساختمان بخشداری و دبیرستان پسرانه در آن قرار دارد اقدام به کاشتن هندوانه ی دیم می کرد. ابراهیمی.
مبدا حرکت: اصفهان – باغ گل ها
مقصد: روستای چوپانان از توابع شهرستان نایین
هدف: کویرنوردی و بازدید مکانهای تاریخی نایین
سطح سختی برنامه: نیمه سنگین
زمان و تاریخ برنامه: ساعت 05:30 روز جمعه 93/09/28 لغایت 20:30 روز یکشنبه 93/09/30
وسیله نقلیه: مینی بوس بنز
تعداد افراد شرکت کننده: 13نفرخانم وآقا
سرپرست برنامه: عادل آزاد
دستیارسرپرست و مشاورفنی: احسان امین جواهری
گزارش نویس: مینا شوشتری
هزینه: 80000 تومان برای اعضا و 90000 تومان برای شرکت کنندگان عادی
روز اول جمعه 28 اذر93 :
بعدازبسته شدن کوله ها توسط دوستان عزیز علی رجائی و احسان کبیری درساعت 5:30 صبح به همراه 12 نفر از دوستان عزیزم به سمت نایین حرکت کردیم، صبحانه هم حلیم و عدس درمسیر تهیه ودرمینی بوس صرف شد،از شهرهای کوهپایه و تودشک گذشتیم وساعت 7:45 به شهرتاریخی نایین رسیدیم، از فرصت استفاده کرده تا آمدن راهنما به پارکی رفتیم که همگی در فضای صبحگاهی از وسایل ورزشی استفاده نمودند و شادی خود را دوچندان کردند. بعد از امدن راهنما روبروی مسجد جامع نایین گرد هم آمدیم ایشان به معرفی نایین پرداختند و دراینجا ذکر شد که نایین دارای 7 محله بوده است که گرداگرد نارین قلعه مجتمع بوده اند،که هر محله دارای 4 عنصر حمام ، مسجد، حسینیه ، آب انبار می باشد و ما در محله باب المسجد بودیم . ساعت 9 وارد مسجد جامع محله مذکور شدیم علاوه بر حیاط از سرداب آن هم دیدن نمودیم که با وجود سنگهای مرمر در کف حیاط ونوردهی به داخل سرداب جای دیدنی بود. بعد از آنجا وارد موزه مردم شناسی (مستقر در خانه پیرنیا) شدیم که جهت حفظ حرمت و کسب رخصت از صاحب خانه با یک ورودی هشتی با سقف مقرنس از خانه جدا شده است.خانه دارای باغ بزرگی بود که از آن طریق به قسمت خصوصی مجموعه راه پیدا می کرد اما بخش خصوصی در دست صاحبان ملک بود به همین دلیل نتوانستیم وارد این بخش شویم . بازدید از موزه نیم ساعت به طول انجامید و پس از بازدید از تکیه باب المسجد پیاده به سمت نارین قلعه حرکت کرده و از این قلعه قدیمی با قدمت پیش از اسلام و آب انبار باب المسجد که روبروی آن بود دیدن کردیم در سمت دیگر قلعه ، فضای بزرگی را برای آشپزی 28 صفر بادیگ های بزرگ اختصاص داده بودند. وارد محله نورآباد شدیم اول از کنار آب انبار محله گذشتیم و از حسینیه نورآباد هم دیدن کردیم تا آمدن راهنمای بعدی کمی تامل کردیم ، ساعت حدودا 11 بود سپس به همراه ایشان سمت محله چهل دختران رفتیم از داخل بازار متروکه ای که نسبتا طولانی هم بود گذشتیم ، حسینیه و آب انبار این محله را هم مشاهده کردیم و رفتیم سمت امامزاده نایین از آنجا همگی سوارمینی بوس شدیم و 11:45 وارد محمدیه (از توابع نایین) شدیم. از کارگاه عبابافی دیدن کردیم صاحب آنجا آقای خوش رویی بودند که نحوه بافتن عبا با دستگاههای اولیه رابه ما نشان دادند . ساعت 12:30 سوار مینی بوس شدیم و به سمت آسیاب آبی ریگاره که در عمقی حدود 28 متر از سطح زمین واقع بود حرکت کردیم. این آسیاب که در نوع خود از نوادر می باشد و قدمت آن به دوره پیش از اسلام می رسد باشیبی نسبتا تند از سطح زمین به محل آسیاب قابل دسترس است.بعد از بازدید مجددا سوار شدیم واز مسجد جامع محمدیه مقارن با قرن 2 هجری (سلجوقیان) هم دیدن کردیم و بعد از آنجا ساعت 13 به صرف ناهار در پارک نایین پرداختیم . ساعت 14:15 به سمت انارک حرکت کرده و 15:45 به انارک رسیدیم، به بالای یکی از سه برج دیدبانی رفتیم و از آنجا منظره زیبای این شهرراتماشا کردیم ، ساعت 16 حرکت کردیم به سمت روستای چوپانان ، تابلوی 45 کیلومتری چوپانان راکه دیدیم سمت چپ جاده تابلوی محیط زیست بود وارد یه جاده خاکی شدیم 8 کیلومتر رفتیم تا به کاروانسرای مشجری رسیدیم ساعت 17 بود و غروب آفتاب ، از کاروانسرا و مزارع اطراف آن دیدن کردیم و ساعت 17:15 سوارشده و پیش به سوی چوپانان رفتیم ، ساعت 18:30 رسیدیم به محل اسکان ایستگاه هواشناسی چوپانان ، که از قبل برای استقرار این چندروز ما هماهنگ شده بود که دارای امکانات زندگی مناسب و گرمایش هم بود . دو اتاق به ما اختصاص دادند و امکان استفاده از آشپزخانه و حمام و یخچال و گاز هم فراهم بود. برخی از دوستان مشغول تهیه غذای شب و ظهر فرداشدند. هرکسی به کارهای شخصی و آماده کردن کوله برای برنامه فردا پرداخت ، و دور هم شام راخوردیم و چون فردا یه تعدادی قراربود پیمایش سنگین داشته باشند دیگه همگی از ساعت 22:30 به استراحت شبانه پرداختیم .برای مطالعه بقیه مطالب روی ادامه مطلب برویدادامه مطلب ...
تولید کول برای قنات صنعتی فراموش شده
بخشی از قنات چوپانان و حجت آباد و آشتیان به علت آنکه از ریگزارها می گذرد نیاز به کول گذاری داشته که در گذشته پدران ما با این صنعت آشنا بوده اند و بخوبی از آن بهره برده اند در تصویر زیر استفاده از کول را در قنات آشتیان می بینید البته این کول ها از جنس سیمان هستند وقبلا کول ها سفالی بودند
نقل از:دکتر رحیمی , چکیده مقالات همایش ملی قنات , صفحه 16
روش تولید کول :کاهریز(قنات) های ایرانی از جایی که از خاک نرم وسست میگذرند با کبل یا کول(نایی، نار، گوم، ناو کهریز، دس) محکم میشود. در جاهایی که تقاضا کم است کوزه گر فتیله از این کولها برای چاه کن (مقنی) میسازد و در بخشهایی که قنوات زیاد دارد اینقدر کار برای کوره گران هست که چیزی جز این کولها نمیسازند، در آن صورت وی را کبل مال(کول مال یا دس ساز) مینامند. گاهی اوقات این کار خود چاه کن یا کارگران او انجام میدهند. فتیله ی کول را دور قالب بیضی شکل که از گل رس پخته شده و دو دسته در دو طرف آن دارد میپیچند. این قالب پانزده تا بیست سانتیمتر بلندی دارد. کولهای بزرگ 115 و کولهای کوچک 55 سانتیمتر قطر دارد. فتیله ساز فتیله را دور حلقه قالب گذاشته، با ماله آن را صاف و قالب را بلند میکند، و در نزدیک کولی که ساخته قرار میدهد و بدین ترتیب آماده میشود که کول دوم را بسازد. کولساز متخصص با خاک رس و گاه یا خاک رس و پهن اسب کار میکنند. کول مال در کنار دستگاه خود ایستاده و شاگرد او مشته ای از این آمیخته روی تخته ای که پهنای آن به اندازه ی ارتفاع قالب و درازای آن نصف محیط قالب است قرار میدهد. سپس این مخلوط را به ضخامت 3.75 سانتیمتر روی تخته پهن میکنند تخته را به قالببند میدهند تا آن را دور حلقه قالب بپیچد. وقتی که دور قالب بپیچد سر آنها را به هم وصل میکند که به اصطلاح آن را سربند کردن میگویند(تصویر225) و با دو دست قالب را بلند میکنند و کول نو را روی زمین میگذارد تا خشک شود(تصویر226). پس از سه روز که از خشک شدن آنها گذشت 24 ساعت آن را میپزد. کوره های پخت کول گنجایش پانصد تا هزار کول را دارد و تلفات آن را در حدود 5 تا 10 درصد است.نقل ازhttp://blog.ka2sara.com
استاد مستقیمی در خاطرات خود طریقه ساخت کول را به شرح زیر در چاه ملک چنین بینان کرده اند :http://choopananabad.mihanblog.com/post/821
پسر دوم خاله، حسین، استاد کول مالی بود. گل رس ورزیده شده را به صورت میلهای کلفت و دراز آماده میکرد بعد آن را دور یک قالب سفالی میگذاشت که کولی بود کمی کوچکتر از اندازهی کول اصلی و دو دستهی چوبی در داخل آن تعبیه شده بود. گل را به ضخامت تقریباً دو سانتیمتر دور قالب میکشید و دو سر گل را به هم میچسباند و آن را به دقت پرداخت میکرد و در پایان به میان قالب میرفت و بین دو دستهی چوبی میایستاد؛ خم میشد؛ آن دو دسته را میگرفت و به آرامی و ظرافت از میان آن نوار گل پرداخت شده بیرون میکشید و به این ترتیب یک کول مالیده میشد و در جای خود میماند تا بخشکد و بعد قالب در کنار آن قرار میگرفت برای کول بعدی. کولهای خشکیده را دیگران به داخل کورهای منتقل میکردند تا بعد از پر شدن کوره، پخته شوند
شربانی یو! نمیآیی شنو! (sharbaniyow! namiyay shenow!)
نوشته: محمد مستقیمی - راهی
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...