چوپانان آباد

چوپانان آباد

نمیذارم دیگه تنهات چوپونون choopananabad@yahoo.com
چوپانان آباد

چوپانان آباد

نمیذارم دیگه تنهات چوپونون choopananabad@yahoo.com

پیرزن چشم ما بود


پیرزن چشم ما بود

تاریخ درج : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶

گفت وگو با تنها زن زنده معدنچی ایران که شش سال در معدن سرب نخلک کار کردImage result for ‫خاله عصمت بقایی چوپانان‬‎

لیلا مقیمی

دستان زمخت و تاول‌زده‌اش، راوی تک‌تک سال‌های برباد رفته است؛ همان سال‌هایی که تازه نوعروس «نخلک» شده بود و تاب و توان دوری از شاهزاده رویاهایش را نداشت. شش سال، هرروز، هفت‌صبح، چارقد رنگی و گل‌گلی‌اش را دور کمر می‌پیچید و پابه‌پای مرد خانه اش از لابه لای نخل های تنومند و سربه زیر روستا عبور می کرد تا خودش را به معدن سرب دوهزار ساله برساند. انگار قاصدک رویاهایش به جای پرواز در سینه صیقلی و لاجوردی آسمان کویر قرار بود در دل دالان‌های تو در تو و تاریک و سرد معدن نخلک به رقص درآید و زندگی توام با رنج و مشقتی را برایش رقم بزند. برای عصمت بقایی، کار در معدن سرب نخلک که 200 متر زیر زمین، جاخوش کرده، سخت دلکش بود. آن‌قدر دلکش که بعد از سیزده سال، تداعی آن روزها، هنوز برایش لذت‌بخش و نشاط آور است. چشمانش از پشت لنز شیشه‌ای، همانند تالار آیینه‌ای است که خاطرات گذشته در آن، تکرار می‌شود؛ صداها و همهمه‌هایی که می پیچید بین سنگ‌های درشت و دندانه‌دار معدن؛ بوها و گرد و خاک هایی که در هر دم و بازدم آغشته می شد به نفس هایش و هر از گاهی، سرفه های مکرر و کشدار را به ارمغان می آورد برایش؛ سرب هایی که باید جدا می‌کردند از دل خاک های عیار بالا؛ شپش‌هایی که می‌افتادند به جان و تنشان؛ دردها، رنج ها، سختی ها، جان کندن ها، خوشی ها و ناخوشی ها.

همه تکرار می‌شوند در برابر چشمان ریز و خاکستری که دایره شیشه ای، ماحصل شش سال کار در معدن، جلویشان را گرفته است. زمان، ردپای چین و چروک را روی صورت دخترک چوپانانی نشانده و 80سالگی‌اش را نوید می‌دهد.
 او حالا یکی از پنج خانواری است که در روستای نخلک، زندگی می‌کند. پیرزنی که همه معدنچی‌ها و مهندسان، آنجا او را خاله عصمت،صدا می‌زنند. پیدا کردن خاله عصمت در روستای کوچک و کم‌جمعیت نخلک، سخت نیست؛ فقط باید صابون تحمل گرمای 50درجه را به خود مالید و حرکت کرد به سمت 125 کیلومتری شمال شرق نائین و برای چهار ساعت، گوش‌ها را عادت داد به تکرار صدای زوزه باد و چشم ها را به دیدن جاده‌های کشدار و تمام نشدنی و بیابان‌های خشک و بی آب و علف و بوته های گون. خاله عصمت، خیلی وقت است از خانه قدیمی‌اش که نزدیک معدن بود و با شوهر و بچه‌هایش گل می‌گفت و گل می‌شنید، کوچ کرده به خانه کوچک و ساده دیگری که همه دارای‌اش یک کولر آبی، یک تلویزیون نقره‌ای و قدیمی سامسونگ، یک زیرانداز بیرنگ و رو و یک تخت کهنه و زهوار در رفته است و او   تک‌وتنها آنجا روزش را شب و شبش را روز می‌کند. پیرزن سرتاپا سیاه پوشیده و چادرش را دور کمر خمیده‌اش پیچیده است. خواهرش را سه روز پیش از دست داده و عزادار اوست. خونگرم و مهربان است. میانه حرف‌هایش، شوخی می‌کند و گهگاه از چرخ ناکوک زندگی گلایه‌ای به میان می‌آورد. می‌گوید توانایی کار را داشته؛ اما خودش را زودتر از موعد، بازنشسته کرده است: «از وقتی که پسرم مرد، خودم را بازنشسته کردم. آن موقع، لنگ چهارصدتومان، پول بودم. می‌خواستم با این پول، توی شهرستان یک خانه کلنگی و جمع و جور، برای خودم دست و پا کنم. سنواتم را که گرفتم فقط حدود سی تومان شد. با این شندرغاز نتوانستم خانه بخرم. خانه خیلی گران‌تر از اینها بود.» شوهر خاله عصمت در همین معدن نخلک کار می‌کرد: «از بس کار کرد، مریض شد. فرستادنش به یکی از بیمارستان‌های تهران، اما همان‌جا جان داد و جوان‌مرگ شد. من را تنها گذاشت. حالا تک وتنها توی این خانه زندگی می‌کنم. خودم از خودم دفاع می‌کنم.» چه شد که از چوپانان به نخلک آمدی و شدی کارگر معدن؟ «ازدواج که کردم به نخلک آمدم. شوهرم توی همین معدن سرب کار می کرد. روزها که می‌رفت و تنهایم می‌گذاشت، مدام بهش غر می‌زدم که چرا این‌کار را می‌کنی و پیش من نمی‌مانی. من، آن زمان برای خودم بر و بیایی داشتم. با شاه فالوده می‌خوردم. چرا باید توی خانه تنها می‌ماندم؟» داستان ازدواج را این‌طور برایمان تعریف می‌کند: «دختر خانه که بودم، توی چوپانان زندگی می‌کردیــــم. یک روز رفتم توی خیابــــان چیزی بشویم که پسری دنبالم افتاد تا خانه مان را یاد بگیرد. آدرس را که گرفت،  مدام می‌آمد در خانه مان و به پدرم می‌گفت من دخترت را می‌خواهم. ما هنوز نه سلامی به هم کرده بودیم و نه علیکی. آنقدر آمد و رفت و اصرار کرد که پدرم بالاخره راضی شد و من را به او داد. شوهرم طبسی بود و توی معدن نخلک کار می‌کرد. عروسی که کردیم به این روستا آمدیم و برای همیشه، همین‌جا مستقر شدیم.» زندگی جدیدش را توی نخلک، شروع کرد؛ اما خاله دوری از شوهرش را تاب نیاورد و همین هم شد که هر روز پابه‌پای او راه بیفتد و روانه معدن سرب شود. آن زمان، زن‌های دیگری هم توی معدن کار می کردند. پیرزن هم به جمع آنها ملحق شد و کار کردن در پیچ وخم سنگ‌های سخت و زمخت را به ماندن در خانه ترجیح داد. «شش سال توی معدن سنگ‌بری و سنگ‌جوری کردم. زن‌های زیادی آنجا کار می‌کردند. قبلا که عیار خاک بالا بود، آن را با کامیون می‌آوردند می‌ریختند توی محوطه. زن‌ها باید سرب‌های داخل خاک را جدا می‌کردند تا آن را به کارخانه‌های دیگر ببرند و با خاک‌هایی که عیارشان پائین است، مخلوط بکنند. همه کارگرهای معدن بازنشسته شدند و جیبشان پر از پول شد؛ ولی جیب من هنوز خالی است. آنها سنواتشان را کامل گرفتند؛ ولی من چون زود خودم را بازنشسته کردم، چیزی نگرفتم. بعدها هم خواستم دوباره به سر کارم برگردم؛ اما دیگر قبول نکردند.» از بقیه زن‌ها خبر داری؟ «هیچ‌کدامشان زنده نیستند. فقط من هستم.»

 

 

     رنج معدن
کار معدن، برای خاله و بقیه معدنچی‌ها با سختی‌ها و رنج‌های زیادی همراه بود. تحمل بوها و بخارهای پراکنده شده در آنجا، رفتن به عمق دویست متری زمین، گرد و خاک و... حالا و بعد از سیزده سال، اثراتش را نمایان کرده است. 
«اذیت می‌شدم. آن سال‌ها مثل الان نبود که چاله‌ها را با آب بزنند بلکه چاله های خشک می زدند و با مواد منفجره، آنها را منفجر می کردند. گرد و خاک، همه جا را می‌گرفت و چشمانمان را پر می کرد. همین گرد و خاک ها روی چشمانم اثر گذاشت و مجبورم کرد، توی هر دویش لنز بگذارم. شپش‌ها می‌افتادند به جانمان و از سر و کولمان بالا می‌رفتند. آب نبود که خودمان را بشوییم. دیگر کمر هم برایم نمانده از بس سنگ‌جوری و سنگ‌بری کردم. همیشه باید کمرم را ببندم. شوهرم نیز این کارها را می‌کرد و فقط ششصد تومان بهش می‌دادند. قبلا سرب را با هیزم های طاق، آب می‌کردند و کوره را با همان ها می چرخاندند. شمش نیز درست می کردند؛ اما از بعد از انقلاب دیگر ایران نمی تواند شمش تهیه کند. اینجا سرب و نقره را قاطی می کنند و بعد می‌فرستند به چین. کار معدن در گذشته خیلی سخت بود. حالا که معدنچی ها انگار جای شاهی هستند و اوضاعشان خیلی خوب است. البته کار در این معدن، اصلا خطر ندارد و خیلی خوب است. باریکه‌های آب از تویش می‌گذرد و آدم حالش جا می‌آید وقتی به آنجا می‌رود. رفتن به داخلش، سخت نیست. بالابر دارد و خیلی راحت می‌توان دویست متر رفت زیر معدن.» الان که تک وتنها مانده ای وسط این بیابان، چه کار می‌کنی؟ «خودم را سرگرم می‌کنم، بیکار نمی‌مانم. می‌روم توی محوطه مجتمع اداری و آنجا گل و گیاه می‌کارم. هیزم جمع می‌کنم. گچ درست می‌کنم لای درزهای دیوار می‌مالم، می‌ترسم، عقرب نیشم بزند. بعضی وقت‌ها هم گریه می‌کنم برای پسری که از دست دادم. پسرم خیلی جوان بود و توی همین اداره کار می کرد. آن موقع که به کارگرها ماشین نمی‌دادند، پسرم با موتور خودش از نائین می‌آمد و می‌رفت نخلک. یک بار که در جاده بود، ناغافل با لودر شاخ به شاخ و درجا کشته می‌شود. او مرد و من و بچه هایش را به امان خدا رها کرد.» از پســــرش که حرف می زنـــــد، غم دنیــــــا می‌نشیند توی چهره اش و چشمانش خیس می‌شود. گوشه و کنار نخلک، هنوز بوی بهنامش را می دهد و خاطر او را برایش زنده می‌کند. خاله عصمت به غیر از بهنام، چهار فرزند دیگر هم دارد که هر کدامشان پی زندگی خود رفته اند و هر چند وقت یک بار به دیدنش می آیند و حال و احوالش را می پرسند. می گوید توی معدن که کار می کرد، بچه ها را توی خانه تنها می گذاشت و در را رویشان قفل می کرد. بعضی وقت ها هم یکی شان را به کول می‌بست و با خود به معدن می برد؛ مثل صغری، زن نوروز که او هم یک دختر داشت: «یک‌بار توی معدن کار می‌کردیم. صغری دخترش را خوابانده بود آن کنار و سرش به کارش گرم بود. بهش می‌گفتم، صغری مواظب باش، دارند خاک می‌آورند. تا آمد برود دخترش را از آنجا بردارد، پایش لای واگن رفت و له شد. به خاطر همین گفتند دیگر بروید به کار دانشجوهایی که آنجا هستند و برای کارآموزی، آمده اند برسید.تعداشان 60، 70تایی بود.» از کار معدن که فارغ می‌شدی، چه‌کار میکردی؟ «تا ساعت یک که توی معدن بودم. توی نخلک هیزم‌های طاق را جمع می‌کردم و می‌آمدم خانه و نان می‌پختم. به بچه ها رسیدگی می کردم. خانه را آب و جارو می کردم. خرما ار نخل‌ها می‌چیدم و شیره درست می‌کردم. الان می‌گویند این خرماها آلوده به سرب است، نباید خوردشان؛ ولی آن وقت ها ما می خوردیم و هیچ اتفاقی هم برایمان نیفتاد.» خاله عصمت، اتفاقی را که برای معدنچی های معدن یورت گلستان افتاد، شنیدی؟ «نه، کسی به من چیزی نگفت.» شده بود توی معدن برای خودت یا بقیه معدنچی‌ها اتفاق ناگواری رخ بدهد؟ «نه، کار توی معدن نخلک، خطرناک نیست. قبل از انقلاب، حادثه ای رخ داد و سه نفر کشته شدند؛ اما از آن هنگام تا به الان، چیز خطرناکی، رخ نداده است.»

 

 

     معدنی از خیر و خوشی
 خاله عصمت سیزده سال است که هر روز، ساعت هفت صبح، برای کارگرهای معدن، اسفند دود می‌کند و پای سرویس ها به استقبالشان می‌رود. دود اسفند را دور سرشان می چرخاند و بعد راهی معدنشان می کند.«به خاطر همین است که تاحالا اتفاق بدی آنجا نیافتاده است. من می‌خواهم کارگرها تنشان سالم باشد و با خیال راحت بروند آنجا کار کنند. من که دیگر بچه‌ای توی خانه ندارم؛ اما همه آنها مثل فرزندان خودم می مانند.» با همه سختی ها و رنج هایی که کشیده، اما از کار در معدن راضی است و دل‌خوشی دارد: «کار در معدن، برای زن‌ها سخت است؛ اما خیلی خوب است. من که راضی هستم چون برایم آمد داشت و خیر زیادی از این کار دیدم. حالا دیگر من، آخر خط هستم و چیزی به پایان عمرم باقی نمانده است. همه امیدم به خداست.»

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


نخلک انارک

تاریخ درج : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶
اطلاعاتی از قدیمی‌ترین معدن ایران

معدن نخلک جزء قدیمی‌ترین معادن ایران است و سابقه فعالیت معدن کاری در این مجتمع به بیش از دوهزار سال قبل می‌رسد. در حال حاضر این مجتمع تحت پوشش شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران اداره می شود که به‌عنوان یک مرکز معدنی صنعتی در حاشیه کویر مرکزی ایران، در فاصله 120 کیلومتری شمال شرق شهرستان نائین و 45 کیلومتری انارک در قسمت شرقی یک رشته کوه منفرد واقع شده است. آب و هوای منطقه گرم و خشک و بلندترین قله آن حدود یک هزار و 440 متر از سطح دریا ارتفاع دارد؛ اما کارهای معدنی عمدتا در ارتفاع بین هزار (سطح زمین ) تا 800 متری (طبقه 200 متری) صورت می گیرد. یک جاده شوسه 35 کیلومتری از انارک تا معدن متروکه چاه خربزه و از آنجا 16 کیلومتر جاده آسفالت سرد راه  ارتباطی این معدن با سایر نقاط کشور است.معدن سرب نخلک از زمان‌های باستانی بهره برداری شده است و تعداد زیادی آثار از کارهای قدیمی، ابزار سنگی و وسایل ساخته شده از آهن خام که در این ناحیه یافت شده، موید این نظر است. به‌علاوه وجود یک کاروانسرای مخروبه قدیمی می‌تواند مبین عبور یک راه ارتباطی از جنوب شرقی معدن باشد. قدمت این کارها که در  عمق 125 متری (نزدیک سطح آب) دیده شده، حدود دو هزار  سال حدس زده می شود. در دوران معاصر، این معدن 53 سال پیش در حال بهره برداری دیده شده و تا سال 1332 که به شرکت سهامی کل معادن و ذوب فلزات ایران واگذار شده است، با کمک یک کوره ابتدایی که به وسیله هیزم گرم می شده به ذوب سرب نیز مبادرت کرد‌ه‌اند. تولید اصلی معدن نخلک کنسانتره سرب با عیار 55درصد است. مواد معدنی استخراجی حاوی کانی‌های گالن یا سولفور سرب و سروزیت یا کربنات سرب است. مواد معدنی از کارگاه‌های استخراج از عمق 200 متری زمین با تلاش و کوشش کارگران زحمتکش این مجتمع استخراج شده و توسط اسکیپ به سطح زمین منتقل می‌شود. ظرفیت استخراج ماده معدنی حدود سه هزار تن در ماه و با عیار 7درصداست. پرسنل مجتمع در حال حاضر 135 نفر بوده و با نیروهای پیمانکاری بالغ بر 230 نفر هستند، طی سال گذشته 100 نفر به مجموعه افزوده شده است. تولید کارخانه مجتمع ماهیانه 300 تن کنسانتره است. مواد استخراج شده از معدن توسط کامیون از قسمت اسکیپ به کارخانه منتقل می‌شود. این مواد در ابتدای کار روی سرند اصلی به ابعاد 25 در 25 قرار گرفته و مواد زیر این ابعاد وارد سنگ شکن اولیه (فکی) شده و پس از خردایش تا هفت سانتیمتر از طریق یک نوار نقاله به سرندهای لرزان هدایت می شوند. ابعاد این سرندها سی در سی میلیمتر و ده  در ده میلیمترند. در مسیر عبور به سمت سرندهای لرزان این مواد توزین شده و همچنین توسط یک آهنربای الکتریکی مواد فلزی از مدار خارج و میزان بار ورودی کارخانه ثبت می‌شود.مواد در روی سرندهای لرزان که دو طبقه‌اند، جدا سازی شده و مواد زیر یک سانتیمتر از سرند زیرین عبور و وارد سیلو یا بونکر ذخیره کارخانه که ظرفیت آن 90 تن است، می‌شود. مواد درشت تر وارد سنگ شکن ثانویه یا مخروطی شده و پس از خردایش تا زیر یک سانتیمتر مجددا به قسمت سرندهای لرزان بازگشت می‌کند. این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا همه مواد به ابعاد زیر یک سانتیمتر برسند.

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید

مهندس محمود گوهرین انارکی معدنکار نمونه کشور


مهندس محمود گوهرین انارکی معدنکار نمونه کشور
فردا در مراسم بزرگداشت روز صنعت و معدن صورت میگیرد:
  • زمان انتشار:جمعه 16 تیر 1396-17:16
محمود گوهرین روایتگر انتظارات بخش معدن در حضور رئیس جمهور
به گزارش معدن نامه به نقل از روابط عمومی خانه معدن ایران، او همچنین به عنوان مدیر عامل شرکت عمران مومان چابهار، لوح تقدیر معدنکار نمونه را از دست رئیس جمهور در یافت خواهد کرد.
گوهرین از چهره های باسابقه بخش معدن و عمران کشور است که طی سالهای گذشته فرصت های شغلی زیادی در این بخش به وجود آورده است.
محمود گوهرین را بیشتر بشناسیم
به گزارش خبرنگار ماین نیوز، گوهرین متولد 1321 و مهندس راه و ساختمان است. او رئیس هیات مدیره شرکت پرلیت است که در کارنامه کاری این شرکت ساخت دو تونل رسالت و توحید در تهران و چندین سد دیده می‌شود.

وی همچنین مدیریت شرکت عمران مومان چابهار را نیز بر عهده دارد که این شرکت به ویژه در زمینه استخراج و بهره‌برداری پرلیت در زنجان و اردبیل فعالیت می‌کند.

او همچنین رئیس هیات مدیره شرکت توسعه و فراوری مس مسکنی بوده که یکی از قدیمی‌ترین معادن مس منطقه انارک است که به گفته وی این شرکت موفق شده در این معدن مس کاتد 99.99 درصد را تولید کند.

وی در زمانی روی سنگ‌های آهکی درعسلویه نیز کار کرده که البته فعلا متوقف شده است.

گوهرین که متولد انارک اصفهان و همشهری غلامرضا حمیدی انارکی،‌ دبیر اجرایی خانه معدن است، همچنین ریاست هیات مدیره یکی از شرکت‌های کشت و صنعت کشور را نیز بر عهده داشته و در عین حال نائب رئیس هیات مدیره و بنیانگذار سیمان عمران انارک نیز است.

گوهرین در گفت‌وگو با خبرنگار ماین نیوز اعلام کرد که از جانب طیف موسوم به کارآفرینان توسعه‌گرا در انتخابات هیات نمایندگان اتاق تهران شرکت خواهد کرد.

واژگونی خودرو در خوروبیابانک یک کشته برجا گذاشت



واژگونی خودرو در خوروبیابانک یک کشته برجا گذاشت 

واژگونی یک دستگاه خودروی سواری سمند در کیلومتر ۳۱ محور خور به مهرجان صبح امروز یک کشته برجا گذاشت.
مسوول امور پایگاه‌های فوریت‌های پزشکی شهرستان خوروبیابانک روز جمعه گفت: در این حادثه یک جوان ۳۴ ساله در دم جان باخت.
رضا رحمت افزود: این خودروی سواری از سمت خور به سمت یزد در حال حرکت بود که در دو کیلومتری روستای مهرجان واژگون شد. 
به گفته وی علت حادثه توسط کارشناسان پلیس راه در دست بررسی است.
وی خاطرنشان کرد: این شهرستان از چهار پایگاه اورژانس پیش ‌بیمارستانی،پنج دستگاه آمبولانس و 21 نفر پرسنل برخوردار است / ساحل خور

بودجه ۲۲ میلیاردی برای مدیریت خشکسالی در منطقه نائین


پوربافرانی:

سازمان برنامه، بودجه ۲۲ میلیاردی برای مدیریت خشکسالی در منطقه نائین اختصاص دهد

نماینده نائین، خور و بیابانک در مجلس شورای اسلامی گفت: انتظار می‌رود سازمان برنامه و بودجه ۲۲ میلیارد تومان را برای مدیریت خشکسالی و احیاء و بازسازی قنوات جاری و نیمه جاری در منطقه اختصاص دهد.

به گزارش ایسنا، عباسعلی پوربافرانی در تذکر شفاهی خود در جلسه علنی امروز (چهارشنبه) مجلس شورای اسلامی گفت: سازمان برنامه و بودجه نسبت به تأمین اعتبار لازم جهت تکمیل پروژه‌های نیمه تمام نائین از جمله دبیرستان شهید چمران، کتابخانه عمومی و پرداخت حقوق راهداران اصفهان اقدام کند.

نماینده مردم نائین، خور، بیابانک در مجلس شورای اسلامی خطاب به وزیر نفت گفت: به منظور حمایت از تولید و اشتغال انتظار می‌رود هر چه زودتر شرکت ملی گاز اقدامات لازم برای اجرایی کردن مصوبات شورای اقتصادی در راستای گازرسانی به صنایع و کارخانه‌های نائین را انجام دهد.

وی در تذکر دیگری از وزیر ارتباطات خواست: علت عدم پوشش مناسب تلفن همراه در روستاهای نائین، خور و بیابانک را بررسی کند.

این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: وزارت‌خانه های جهاد کشاورزی و صنعت نسبت به راه‌اندازی کشتارگاه صنعتی مرغ که سال‌های پیش به بهره برداری رسیده است، اقدامات لازم را در دستور کار قرار دهد

بازدید از باغات پسته روستای چوپانان

بازدید از باغات پسته روستای چوپانان

 

به گزارش روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین، در روز دوشنبه مورخ 12/04/96 کارشناسان حفظ نباتات سازمان و شهرستان از باغات پسته منطقه چوپانان بازدید به عمل آورده و توصیه های لازم در زمینه چگونگی مبارزه با آفات و بیماریهای مربوطه به باغداران ارائه گردید.

استفاده از این خبر بدون ذکر منبع ممنوع است

دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان

دومین همایش گوش های محلی استان اصفهان

دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان با همکاری دوستداران گویش و فرهنگ انارک برگزار می شود.

به گزارش ایمنا، از سوی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان و با همکاری دوستداران گویش و فرهنگ انارک، دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان برگزار  می شود.

ساختارشناسی و گویش های محلی، ریشه شناسی گویش های محلی، پراکندگی فضایی و جغرافیایی گویش های محلی، منبع شناسی گویش های محلی، رسانه نظام آموزشی و گویش های محلی، گویش های محلی و هویت ملی، نقش گویش های محلی و توسعه گردشگری و همچنین راهکارهای حفظ و تداوم گویش های محلی، به عنوان محورهای دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان اعلام شده اند.

علاقمندان مهلت دارند چکیده مقالات خود را تا ۲۰ تیرماه و اصل مقالات را تا ۲۰ مردادماه به نشانی دبیرخانه همایش واقع در اصفهان، خیابان سلمان فارسی(مشتاق دوم)، ساختمان استانداری، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان ارسال کنند. دومین همایش گوش های محلی استان اصفهان ۱۶ شهریورماه ساعت ۹ تا ۱۸ در سالن ورزشی شهرداری انارک واقع در شهرستان نائین، شهر تاریخی انارک برگزار می شود.

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید

کشف 96 کیلو مواد افیونی در چوپانان


اصفهان؛

فرمانده انتظامی شهرستان نائین از کشف مقدار 96 کیلو و 600 گرم تریاک و دستگیری یک سوداگر مرگ خبرداد.

به گزارش  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان ازاصفهان،سرهنگ "صادق کاظم زاد گفت : ماموران یگان امداد شهرستان نائین و پاسگاه چوپانان این شهرستان حین کنترل و نظارت بر خودروهای عبوری به یک کامیون باری مشکوک و آن را متوقف کردند.

 وی افزود:در بازرسی از این خودرو که از شرق کشور به مقصد تهران در حرکت بود مقدار 96 کیلو و 600 گرم تریاک کشف شد.

 کاظم زاد بیان داشت: در این رابطه راننده خودرو دستگیر و پس از تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضائی شد.

 سرهنگ کاظم زاد در پایان خاطر نشان کرد: برخورد با سوداگران مرگ و قاچاقچیان مواد افیونی به صورت ویژه در دستور کار نیروی انتظامی قرار دارد و پلیس هرگز اجازه جولان و سرکشی به آنها نخواهد داد. 

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید

یادواره شقایق های کویر در چوپانان برگزار شد

یادواره شهدای فصل بهار و تابستان دهستان چوپانان(شقایق های کویر) در مسجد جامع چوپانان برگزار گردید.
به گزارش خبرگزاری بسیج از نایین، روز گذشته 96/04/06 یادواره شهدای فصل بهار و تابستان دهستان چوپانان در مسجد جامع این دهستان برگزار شد.
در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین حبیبی؛ منتخب شورای اسلامی شهر نایین ایراد سخن نمود و مداح اهلبیت(علیهم السلام)؛ علیرضا پوربافرانی مدیحه سرایی نمود، همچنین برادر نجفیان؛ رزمنده مدافع حرم اهلبیت، به بیان خاطره گویی از دفاع مقدس پرداخت.
در پایان این مراسم وصیت نامه یکی از شهدا قرائت شد.

عبادات شما قبول حق باد


عبادات شما قبول حق باد


به گزارش کانال تلگرامی سلام چوپانان : مردان و زنان مومن و عدالتخواه چوپانان نماز عید فطر سال 96 را در صحن حسینیه هفتاد ودو تن با شکوه فراوان بر گزار کردند 
 

ان شاالله عبادات شما قبول حق باشد و سالی پر برکت با سلامتی و شادابی برای همگان آرزومندیم

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید