چوپانان آباد

چوپانان آباد

نمیذارم دیگه تنهات چوپونون choopananabad@yahoo.com
چوپانان آباد

چوپانان آباد

نمیذارم دیگه تنهات چوپونون choopananabad@yahoo.com

رویدادی تلخ در چوپانان



رویدادی تلخ در چوپانان
شنیده شده که چند گوسفند از بهاربندی سرقت می شود و گوسفندان به خور برای فروش عرضه می گردد اما در خور سارقان دستگیر و گوسفندان به صاحبش عودت داده می شوند امیدواریم نیروی انتظامی گزارش کاملی از این نا امنی برای عبرت افکار عمومی ارئه فرمایند

مرگ 2 نفر در حادثه آتش‌‌‌سوزی 405


رئیس پلیس راه استان اصفهان از خارج شدن یک دستگاه پژو 405 در محور "چوپانان-اردکان" و جان باختن 2 نفر خبر داد.

به گزارش ایلنا، سرهنگ "حسین پورقیصری" اظهار داشت: در پی اعلام مرکز فوریت های پلیسی 110 مبنی بر آتش گرفتن یک دستگاه سواری پژو 405 در محور "چوپانان-اردکان" ، بلافاصله ماموران پلیس راه "نائین-یزد" وارد عمل شدند.

وی افزود: این حادثه ساعت یک بامداد امروز اتفاق افتاد که متاسفانه راننده و سرنشین خودرو در آتش سوختند و تلاش ماموران اورژانس برای نجات جان آنها بی فایده ماند.

بنابراعلام پایگاه خبری پلیس، سرهنگ پورقیصری بیان داشت : علت وقوع این حادثه توسط کارشناسان پلیس راه ، خروج از جاده و عدم توانایی راننده در کنترل وسیله نقلیه به علت تخطی از سرعت مطمئنه اعلام شده است.

رئیس پلیس راه اصفهان در پایان به رانندگان توصیه کرد: با سرعت مجاز و مطمئنه رانندگی کنید و از پرداختن به کارهایی که موجب حواس پرتی می شود، بپرهیزید تا شاهد وقوع اینگونه حوادث جبران ناپذیر نباشیم

طرح کاشت بذر بادام کوهی در انارک


مدیر منابع طبیعی نایین از اجرای طرح کاشت بادام کوهی در انارک خبر داد.

کیوان لوکی مدیر منابع طبیعی نایین در گفتگوی اختصاصی با  خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، گفت: آیین کاشت بذربادام کوهیدامنه کوه های دره انجیرانارک برگزار شد.

وی افزود: با توجه به اینکه این بذر با شرایط آب وهوایی منطقه سازگاراست بیش از 5هزار بذر بادام کوهی درسطح 50هکتار از دامنه کوه های دره انجیرانارک کاشته شد.

مدیر منابع طبیعی نایین با اشاره به اینکه بذر ها در 4هزار گودال کاشته شد، هدف از کاشت بذر را افزایش پوشش گیاهی درمنطقه تفریحی وتفرجگاهی دره انجیرعنوان نمود.

بادام کوهی درختچه ای سبز رنگی است که بیشتر در مناطق کوهستانی رشد می کند وبه همین دلیل به آن بادام کوهی می گویند و این درخت دارای برگ های کوچک و باریکی که به لحاظ خواص دارویی و درمانی که دارد در مناطق خشک ایران رشد می کند

بازدید فرماندار از پروژه بهسازی راه هفتومان چوپانان


فرمانداری خور و بیابانک   ۱۰ ساعت پیش     
بازدید فرماندار محترم شهرستان از روند ترانشه برداری و اصلاح قوسهای محور روستایی_هفتومان_چوپانان در راستای افزایش میدان دید رانندگان توسط اداره راهداری و حمل و نقل جاده ای شهرستان

یادی از استاد سبزعلی کاظمی


یادی از استاد سبزعلی کاظمی
نوشته: کریم سهیلی
انارک نیوز: خاطره تلخ و شیرین زیر را از دوست گرامی آقای کریم سهیلی داریم که به شما تقدیم می شود. 

نمی دونم کلاس چندم بودم، فکر می کنم سوم یا چهارم. در برنامه هفتگی خط و کاردستی داشتیم. خط که تکلیفش معلوم بود و من خطم خیلی خوب نبود ولی سید کمال موسوی پسر مرحوم سید رضا و مادر گرانقدرش سکینه بیگم که این دونفر از بستگان مریم بیگم بودند - البته نمیدونم که مادر سید کمال زنده است یا خیر اگر هنوز زنده است که خداوند بهشون صد و بیست سال عمر بده، اگر هم که به رحمت خدا رفته با جده اش حضرت فاطمه زهرا (س)محشور بشه - خطش هم درشت و هم ریز فوق العاده بود. بسیار قشنگ می نوشت، خداوند بهش عمر بده، من هم کم کم ازش یاد می گرفتم و سعی می کردم که مثل ایشون بنویسم.
الغرض ساعتهای کاردستی دغدغه داشتیم که چی درست کنیم؟
معمولاً می رفتیم نصف یک عروسک پیدا می کردیم و می رفتیم انبار گچ از آقای کبودانی برادر محمد کبودانی گچ می خواستیم. مثلاً یک کاسه ولی مگر می داد، می گفت: مهندس دعوا می کنه.
یکروز که ازش گچ خواستم نداد و دنبالم کرد. خدابیامرز استاد محمدعلی صفوی اومد گفت چی شده؟ من هم گفتم: اوسا یک نرمه گچوم اوا نمته!
استاد محمدعلی هم گفت: خوب یک نرمه گچوش ایتی و کیا ور اخوره!
خلاصه به اندازه یک کاسه گچ به من داد و من هم رفتم و گچ را ریختم تو قالب عروسک و گذاشتم تا خشک شد. با همون قالب آوردم مدرسه و با کلی ترس و لرز قالب را درآوردم و عروسک درست شده بود. اینم یادمه که نمره کاردستی من شد 14.
خلاصه روزگار مدرسه می گذشت. یکروز که دوباره کاردستی داشتیم و از قضیه عروسک دوماه یا بیشتر و کمتر گذشته بود، تقریباً یک هفته ای مریض بودم خیلی سخت. اصلا نمی تونستم هیچ کاری بکنم از مدرسه می آمدم خانه، عین لش می افتادم. مشقهایم راهم به زور می نوشتم، خدا خیر داده‌ها معلمین، اینقدر مشق می دادند که گاهی روی کتاب و دفتر خواب می رفتیم. خلاصه فردا کاردستی داریم و من هم چیزی درست نکردم. شروع کردم گریه کردن. کبلا فاطمه گفت: چته گریه میکنی؟
گفتم: مریض بودم و دستام گیر نداره برای کاردستی چیزی درست کنم.
گفت: من خودم فردا میام مدرسه وبا نیکخواه صحبت میکنم.
می دونستم اگه بیاد مدرسه هم وساطت می کنه، هم شکایت که رو کتاب خوابش می بره و از این حرفا و خلاصه یک کتک مفصل تو مدرسه ازدست نیکخواه یا دشتکی یا معلمین دیگه نوش جان می کردم.
به همین خاطر گفتم: نمی خواد بیایی، چون همین که میایی من باید کتک بخورم. کاردستی نمی برم آخرش کتکه دیگه.
خلاصه این حرف اینجا تموم شد و من تو فکر کاردستی و نبردنش. به هر حال در همین فکر بودم، آمدم داخل حیاط خانه مادرم، یک قوری چینی قرمز رنگ داشت که از بقیه قوری ها که تابحال دیده بودم بزرگتر بود، ولی لوله اش شکسته بود. مادرم می خواست بده به آقای عقدایی، ببره عقدا بند بزنن، که چون لوله اش کاملا شکسته بود عقدایی قبول نکرده بود ببره بند بزنند.
در قوری را برداشتم و یک میخ ده سانتی هم پیدا کردم و نخ القاج کلفت قالی را هم یک تیکه برداشتم و پیچیدم دور در قوری از قسمت قلمبه روی در قوری و میخ راگذاشتم وسط سوراخ. در قوری و نخ را کشیدم دیدم چه فرفره ای شد. در قوری و میخ و نخ را گذاشتم داخل کیف و بردم مدرسه.
کاردستی ها را که معلم دید که قطع به یقین سبزعلی کاظمی بود، گفت: این چیه آوردی؟
گفتم: فرفره.
گفت: خودت چیکار کردی؟
گفتم: مریض بودم، نتونستم درست کنم.
خلاصه اون روز کتک نخوردم، گفت: بیا بچرخون، ببینم.
منم از ترس رفتم جلو در کلاس و نخ را پیچیدم دور قلمبه در قوری و میخ را هم گذاشتم وسط سوراخ در قوری و نخ را کشیدم. این در قوری با چنان سرعتی می چرخید که خواستم برش دارم. سبزعلی گفت: ولش کن.
تقریبا ده دقیقه ای چرخید و افتاد. یادمه که به من 18 داد. اینم از کاردستی من.
 ولی کاردستی درست کردن چالش بزرگی بود با قرقره یا همون چرخک. با چهار تا میخ دوز شلاق می بافتیم و می بردیم. اولین کسی که با اون شلاق کتک می خورد خودمون بودیم.

انارک نیوز (اخبار) در تلگرام: t.me/AnarakNews

هشدار به شورا و مسئولان کشاورزی چوپانان


هشدار به شورا و مسئولان کشاورزی چوپانان
به گزاش کانال تلگرامی شورای اسلامی چوپانان :بازدید مهندس تاجمیری بخشدار انارک از چاه آب و اراضی حومه روستای چوپانان
در این بازدید که اعضای شورای اسلامی بخش انارک و روستای چوپانان ایشان را همراهی می کردند , تامین زمین به منظور کشت گیاهان دارویی و تاسیس مجتمع دامداری بررسی و تصمیماتی جهت پیگیری اجرای طرح های مذکور اتخاذ گردید.
البته هر تصمیمی که سبب رشد و ایجاد سکونت پایدار در چوپانان شود امری پسندیده است و باید از آن پشتیبانی شود اما باید مسئولین هم این نکته مهم را در نظر داشته باشند که منطقه روستای چوپانان و چاههای اطرافش گنجایش حفر چاه آب جدید حتی برای استخراج یک لیتر آب هم ندارد زیرا هم اکنون هم حفر چاه عمیق در سفره آبدهی قنات های حجت آباد و آشتیان و چوپانان به منظور تامین آب شرب چوپانان ضربه جبران نا پذیری به قنات های مزبور زده (من به یاد دارم که هنگام حفر چاه آب شرب مالکان حجت آباد و آشتیان در دادگاه شکایتی را مطرح کردند و دادگاه حکم داد که به میزان محدود و عمق محدود شورا مجاز به برداشت آب است که این مورد هیچگاه اجرایی نشد و با عوض شدن مالکان این دو روستا موضوع تعقیب نگردید) و در صورت حفر چاههای عمیق جدید مزارع کنونی نیز با خطر شورتر شدن آب و بر داشت بیش از اندازه آب روبرو خواهند شد که باید مسئولین و مالکان این مهم را در نظر داشته باشند
ضمنا ما دیده ایم از زمانی که جاده اصلی از کنار روستا کشیده شده عده ای به فکر زمینخواری افتاده اند تا به طریقی سند زمین های کنار جاده را بدست آوردند و با ارائه طرح هایی ٬موفق به این کار هم شده اند برای مثال کارخانه رب انار سازی کارخانه نئوپان کارخانه تولید مس مجتمع گردشگری و طرح های دیگر که متاسفانه هیچیک از این طرح ها برای چوپانان هیچ حاصلی نداشته پس لازم است مسئولین و مردم مراقب این نوع سوء استفاده ها هم باشند 
ان شا الله طرح های جدید فاقد مشکلات فوق باشد و سبب رشد و ترقی چوپانان گردد

عباس آباد چوپانان بهشت گربه سانان ایران


عباس آباد چوپانان بهشت گربه سانان ایران
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،دانیالی مدیر کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان از منطقه عباس آباد نایین به عنوان بهشت گربه سانان ایران یاد کرد و گفت:پلنگ ماده،یک پلنگ نر و دو توله پلنگ در این منطقه فیلم برداری شده است.

بارندگی خوب ۲۴ گذشته در چؤپانان و منطقه



آمار مجموع بارش شهرستان طی روز و شب گذشته

ورپشت: ۲۳/١ میلیمتر
بلان: ۱۹/۴ میلیمتر
اله آباد: ۱۸/٣ میلیمتر
مظفرآباد: ١۶ میلیمتر
خاروان: ۱۳/٩ میلیمتر
کدنوئیه: ٨/٧ میلیمتر
چوپانان: ۵/۶ میلیمتر
هماباد: ۵ میلیمتر
هندچوئیه: ۴ میلیمتر
انارک: ۲/۵ میلیمتر
نایین: ۲/٢ میلیمتر
سپرو: ۲ میلیمتر

کشف ۱۹۷ کیلوگرم مواد مخدر از خودرو عبوری در نائین

تریاک

۱۰:۰۴ - پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۲۰

فرمانده انتظامی شهرستان خبرداد؛

کشف ۱۹۷ کیلوگرم مواد مخدر از خودرو عبوری در نائین

فرمانده انتظامی شهرستان نایین از کشف ۱۹۷ کیلوگرم مواد مخدر از خودرو عبوری در محور اردکان-چوپانان خبرداد.

به گزارش صاحب نیوز؛سرهنگ صادق کاظم زاد اظهار کرد: ماموران پاسگاه انتظامی منطقه چوپانان حین کنترل و نظارت بر خودروهای عبوری از محور اردکان-چوپانان به یک دستگاه وانت نیسان مشکوک و آن را متوقف کردند.

وی افزود: پس از هماهنگی قضائی از خودروی مذکور بازرسی شد که 100 کیلو و 275 گرم تریاک و 96 کیلو و 735 گرم مرفین کشف شد.

این مقام انتظامی بیان کرد: در این رابطه دو نفرسوداگر مرگ دستگیر و پس از تشکیل پرونده برای اقدامات قانونی به مراجع قضائی تحویل داده شدند.

فرمانده انتظامی شهرستان نائین در پایان خاطر نشان کرد: نیروی انتظامی با سوداگران مرگ و قاچاقچیان مواد مخدر برخورد قاطع و قانونی خواهد کرد و اجازه فعالیت به آنان نخواهد داد.

سه راه چوپانان در 190 کیلومتری نایین وشهرستان نایین در140 کیلومتری شرق اصفهان قراردارد

یادی از عبدالرضا داوودی


یادی از عبدالرضا داوودی
انارک نیوز: خاطره زیر از آقای کریم سهیلی از دبستان نخلک می باشد که برایتان تعریف می شود. 

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را   /    کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
یادمه کلاس چهارم بودیم معلمی داشتیم بنام حسین سخنگو رحمانی. ایشون سپاهی دانش بودند البته از اولین های سپاه دانش بودند. چون تازه انقلاب سفید شکل گرفته بود و اصل ششم آن سپاهی دانش بود که آقای سخنگو و عبدالعظیمی و مظاهری سه نفر سپاه دانش بودند که در مدرسه نخلک مشغول تدریس بودند. دشتکی هم تازه مدیر مدرسه شده بود. این آدم از چوپانان آمده بود نخلک.
به هر حال آقای سخنگو معلم کلاس چهارم بود آن سال، مرحوم دکتر هنرآموز پزشک درمانگاه بود. دوتا پسر داشت که یکی همکلاس ما بود و دیگری کلاس ششم بود. یکی از پسرهای دکتر که همکلاس ما بود داریوش نام داشت و پسر بزرگتر هوشنگ نام داشت. یادمه که دکتر براشون دوتا دوچرخه خریده بود و ما چقدر حسرت می خوردیم که آنها دوچرخه دارند و ما نداریم.
خلاصه یک سال نخلک تحصیل کردند و چون پسر بزرگتر دبیرستانی شده بود ازنخلک رفتند. اون سال جشن تاجگذاری شاه بود و قرار بود که جشن و رژه برگزار بشود و این بهانه ای بود که دانش آموزان را وادار کنند که رژه یاد بگیرند. چندین روز و هفته این سه نفر آموزش بچه ها را به عهده گرفتند و زیرپوش سبز و شورت سفید و جوراب قرمز به رنگ پرچم ایران برای بچه ها تهیه شد و هرکدام هم یک پرچم کوچک سه رنگ در دست داشتیم. تا این اواخر پرچم را داشتم.
الغرض روز جشن فرارسید و دانش آموزان رژه رفتند، کارگران با لباس کار و کلاه معدنی رژه رفتند و کلی شیرینی که تا آنروز رنگش راهم ندیده بودیم توزیع شد واز خوردنش چه کیفی می کردیم. آخه خیلی خوشمزه بود. شبها هم در سالن مدرسه نمایش برپا بود و تئاتر اجرا می شد و جمله آخرش هم این بود: از مکافات عمل غافل مشو   /   گندم از گندم بروید جو ز جو
من معنی این بیت را نمی فهمیدم و بعدها به معنی این جمله پی بردم. خلاصه این رویداد و رژه خاطره خوشی برایم باقی‌مانده که حس خوبی از یادآوری آن به من دست می ده. یکی از همکلاسیهای ما عبدالرضا داوودی بود که صدای بسیار خوبی داشت و آقای سخنگو هم زنگهای انشا حکم می کرد که بخواند و چهاربیتی های چوپانانی را می خواند. هنوز صدای این دوست سال های دور تو گوشم هست و صد حیف که وقتی از کلاس ششم فارغ شدیم و رفتیم دبیرستان این بچه گم شد و هنوز هیچکس از سرنوشت این بچه خبری نداره. خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ شده، مادرش هم بدلیل سرطان در همون سالها از دنیا رفت.
همکلاسی های من عبارت بودند از رمضان مرادی. میر عبدالکریم فاطمی، منوچهر سهیلی، محمد صالحی، غلامحسین مظفری، داریوش بلوچی، داریوش هنرآموز و دخترها که ذکر اسمشان ضروری نیست و شاید راضی نباشند. خلاصه روزهای خوب و خوشی بود.
این آقای سخنگو اخلاقش بد نبود ولی یک شلاق داشت که کف دستهای ما از ضرب شلاق این آقا کبود می شد ولی خوشایند بود اما اگر خطاکار هم بودیم از دست د..... کتک می خوردیم که حس خوبی نداشت. هرچند کتک خوردن حس خوبی نداره، ولی د...... خیلی عقده ای بود و چنان می زد که انگار دشمن خونیش بودیم خدا ازش نگذره.
(16 دی 97)

انارک نیوز (اخبار) در تلگرام: t.me/AnarakNews